ما چون ز دری پای کشیدیم ، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهء بامی که پریدیم ، پریدیم
رم دادنِ صیدِ خود از آغاز غلط بود
حالا و که رماندی و و رمیدیم ، رمیدیم
کوی تو که باغِ ارم و روضهء خلد است
انگار که دیدیم ، ندیدیم ، ندیدیم
صد باغِ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوهء یک باغ نچیدیم ، نچیدیم
سر تا به قدم تیغِ دعاییم و تو غافل
هان واقفِ دم باش رسیدیم ، رسیدیم
"وحشی" سببِ دوری و این قسم سخن ها
آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم
وحشی بافقی
دنیا...ما را در سایت دنیا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75