حالا که رماندی ...

خرید بک لینک

ما چون ز دری پای کشیدیم ، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهء بامی که پریدیم ، پریدیم

رم دادنِ صیدِ خود از آغاز غلط بود
حالا و که رماندی و و رمیدیم ، رمیدیم

کوی تو که باغِ ارم و روضهء خلد است
انگار که دیدیم ، ندیدیم ، ندیدیم

صد باغِ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوهء یک باغ نچیدیم ، نچیدیم

سر تا به قدم تیغِ دعاییم و تو غافل
هان واقفِ دم باش رسیدیم ، رسیدیم

"وحشی" سببِ دوری و این قسم سخن ها
آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم

وحشی بافقی

دنیا...

ما را در سایت دنیا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 17:59

صفحه بندی