
ما بابا نداریم ، نه که از اولش نداشتیم ، نه که به خوابمان نمی آید ، خدا خواست که امتحانمان کند ، که دنیا زمستان شود و تا جان دارد باران شور ببارد بروی لبهایمان.
ما بابا نداریم اما راستش را بخواهید عکس باباهای شما را یواشکی نگاه میکنیم ، یواشکی دوستش داریم ، حتی وقتی فیلم رسیدن این سربازهای آمریکایی به خانه را می بینیم ، دست خودمان که نیست یکدفعه ای هق میزنیم.
ما بابا نداریم و امسال ، روز پدر که میشود نمی دانیم باید به کجا پناه ببریم ، سرمان را توی کدام سوراخ فرو کنیم که معلوم نشود غصه داریم ، حسودیم ... که یواشکی بابای شما را دوست داریم.
رفیق جانِ مهربان من !
امسال ، آنوقت که صورت بابایت را میبوسی ، آن وقت که ریش های تیغ تیغی اش میرود توی پوستت ، آن وقتی که جوری فشارت میدهد که نفست تنگ میشود ...
لطفا یک لحظه بیشتر توی آغوشش بمان . یک لحظه بیشتر جای همه ی ما بچه هایی که بابا نداریم !
دنیا...ما را در سایت دنیا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55