یه چیزایی مد میشه تو جامعه.. مثلا دیدن انیمه، یا سریال بینهایت قسمتی، یا خوندن بعضی کتابها، یا گوش دادن به جنس خاصی از موزیک، یا مجموعه سخنرانیهای یه شخصیت مذهبی یا گوش دادن به پادکست یا بعضی بازیها یا هرچی... که مثالهای زیادی میشه براش شمرد.
اینجور وقتا از یه طرف حس عقبماندگی و منزویشدگی بهم دست میده و دچار یه حس اضطراب و حتی نیاز کاذب میشم؛
از طرفی، وقتی به خود واقعیم، علاقهها و نیازها و اهدافم نگاه میکنم.. میبینم واقعا دنبالکردنِ اون کارِ خاصِ مُد-شده، مسأله من نیست.
نه دوسش دارم، نه بنظرم مفیده، نه زندگیم رو معنادارتر میکنه و نه هیچی...
دوگانه انرژیگیری هست اما معتقدم باید تاب بیارم چون اسیر مد شدن، فقط توی لباس و آرایش و دیزاین خونه نیست که بده، مد گرایی تو این چیزام آدم رو تهی میکنه.
ما را در سایت دنیا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 64